هومان بیست ماهه ما
شازده هومان بیست ماهه شد امروز ششمین روزیه که پسرم پاک پاک آخه شیر خوردن ترک کرده . پسرم حالا دیگه مردی شده خیلی کلمات رو میتونه بگه و اگه نتونست حتما یه جوری منظورشو بهمون میفهمونه خیلی مهربونه و خواهرشو خیلی دوست داره از دستاش خوب استفاده میکنه و دیگه از حالت نی نی در اومده و خیلی چیزای دیگه که الان یادم نمیاد در فرصت مناسب اضافه میکنم
سیب : جیب یا دیب
آقا : آگا
باران (خواهرش ) : آدا یا گاهی بهش میگه با
شیر : جیر
ماشین : هن
من : مه
پا : با
پا : پاشو بیا
دودوخ : جوجوک (منظور کل پرندگان )
ایندا : اینجا
دیپ : سیب کلا میوه
هاب : خواب
داخ : چون بهش گفتم چایی داغ یا جیزه به چایی یا قابلمه غذا میگه داخ
آیچ : قیچی یا چاقو کلا چیزهای برنده و انبر مانند
بهش میگیم هومان چی خوردی میگه آش طفلی بچم فقط آش میخوره
یه کلمه دا هم هست که هزارتا معنی داره اینکه تو اون لحظه که هومان استفاده میکنه چه معنی میده بستگی به هوش شنونده داره مثلا وقتی سرشو از تو یقه لباس موقع لباس پوشیدن در میاره میگه دا یعنی دالی یا وقتی چیزی میوفته میگه دا یعنی افتاد به چایی هم میگه دا به دایی هم میگه دا یا دادا به داغ هم میگه دا و ....
از این کلمات دو پهلو زیاد داره شازده مثلا میگیم هومان سیب میخوری میگه نه ولی منظورش آره ست باید به چندین زبان از جمله زبان ایما و اشاره مصلط باشی تا سردربیاری
تمام حیوونا هم از نظر هومان هاپو هستن اصلا هیچ حیوون دیگه ای معنی نداره براش گربه هاپو خرگوش هاپو شیر هم هاپو هاپو هم هاپو
یه قصه هاپو کوچولو هم داریم ( از سری قصه های مامان انتشارات من درآوردی ) که هومان بلده تعریف کنه یکمشو میگه بقیشو با اشاره و کلمات نامفهوم خودش تعریف میکنه خلاصه اینکه خیلی طولانی تر از قصه خودم میشه
عکس جدیدی تو کامپیوتر ندارم جدیدترین عکسش همون تولد بارانه

این عکس مال چند ماه پیشه ، مرداد یا شهریور اینجا هومان برای اولین بار دریا رو دیده



هومان بیست ماهه ما 

